وقتي مامان باباها مي خوان با ما رفيق بشن... مامان باباها به چند حالت ممكنه بخوان با ما طرح دوستي بريزن و ما رو از مسير گمراه كنن!! مثلاً وقتي احساس ميكنن فرزند دلبندشون چه جوري نيم ساعته به مدرسه ميرسه(بايد يك ساعت تو راه باشه تا حساب كار دستش بياد...) يا وقتي كه فكر ميكنن فرزند دلبندشون به كارهاي خلاف رو آورده و مي خواد ته و توه قضيه رو بالا بيارن! يا اينكه خيلي بيكار شدن و يه سرگرمي جديد براي پر كردن اوقات فراغت پيدا كردن... يا شايدم..نميدونم..حتماً چند تا دليل ديگه هم هست...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 19:8 توسط ممل پاتر |