وقتي مامان باباها مي خوان با ما رفيق بشن... مامان باباها به چند حالت ممكنه بخوان با ما طرح دوستي بريزن و ما رو از مسير گمراه كنن!! مثلاً وقتي احساس ميكنن فرزند دلبندشون چه جوري نيم ساعته به مدرسه ميرسه(بايد يك ساعت تو راه باشه تا حساب كار دستش بياد...) يا وقتي كه فكر ميكنن فرزند دلبندشون به كارهاي خلاف رو آورده و مي خواد ته و توه قضيه رو بالا بيارن! يا اينكه خيلي بيكار شدن و يه سرگرمي جديد براي پر كردن اوقات فراغت پيدا كردن... يا شايدم..نميدونم..حتماً چند تا دليل ديگه هم هست...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 19:8 توسط ممل پاتر |
سرده!!! ايي سرده!!خيلي سرده!!!ازاون كه فكر ميكني سردتره!!اصلا دست Ice Age 2 رو از پشت بسته...!!شدتش موي تنت رو سيخ ميكنه....مي پرسي چيه؟؟عمراً اگه بگم؟؟!!
چي ..نه ..هوا..نه..غذا...نيست...يخ...نه...توجيب...نه..جك هم نيست...يه چيز ديگست!!فهميديد!!!...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 19:5 توسط ممل پاتر |
گويند تعداد بيكاران اين عالم هپروت از سرحد 85 ميليون راس هم گذشته است....ولي چگونه؟!چند حالت وجود دارد كه ممكن است اين نظريه را توجيه كند..!!لهذا اين چند ميليون راس يا پارتي ندارند...يا ميگويند:((ما كار نداريم و غم كار نداريم.....ما كا به جز قليون و سيگار نداريم))يا اينكه زدن به در لاشخوري.... در هر صورت هركدام از اين سه حالت كه باشد بايد فرض خلف را با يك مثال نقض رد كرده،از تابع بيت دوم لگاريتم گرفته و حاصل را به عدد پي (3.14) اضافه كرده تا مقدار علافي شما به تقريب دو درصد مشخص شود....![]()
![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 19:3 توسط ممل پاتر |
يه آسمون بي ابر...
يه درياي بي موج....
يه كف دست ....![]()
يه شاليزار گندم....همش مثل دل كوچيكم صاف صافه...![]()
پ.ن:هويييي!!!بچه جان...كفشمو كجا ميبري...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 15:20 توسط ممل پاتر |
با درود وسلام بيكران خدمت اعظم همايوني ممالك السلطنه خان بالا دست ميرسانم اين بنده حقير ممل الدوله از شما شاعر و عارف فرزانه ،دانا تقاضا ميكنم اين جانب را به مرحمت و كرم همايوني ببخشاييد و خير دنيا و آخرت را براي خودتان خريداري فرماييد...![]()
![]()
پ.ن1:اين عذر خواهي را به معلم زبان مدرسه مان به علت 0.25 تقلب در امتحان تقديم مينمايم....
پ.ن2:تازه من استعدادهاي درخشان مشهد(هاشمي نژاد) درس ميخونم...گفتم بدوني با كي طرفي....ولي بي ريا بود هااااااا....![]()
![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 20:49 توسط ممل پاتر |
توی زندگی آرزوهای زیادی دارم و داشتم...ولی برای اینکه نه شما سرتون درد بگیره نه خودم کف کنم(برم روی نمودار)چند تا دونه درشتهاش رو میگم تا مزنّه دستت بیاد....![]()
آرزو داشتم از همون روز اولی که به دنیا اومدم توی سرم به جای مو سنجاق قفلی بود....(از علایم سنجاق زدگی شدید)![]()
وقتی سوار یه پیکان گوجه ای ۵۷ میشم...همه با حسرت نیام کنن....
یا به جای سنگ کاغذ قیچی می گفتن سنگ ستجاق قیچی...![]()
یا توی خواب یه سنجاق قفلی بهم الهام بشه و من رو به درجه رفیع و والای سنجاقک نایل کنه....
فکر کنم دیگه بسه...اه!!! نخند بچه...مگه خنده داره...!!!نخند مسواک گرون میشه.....!!!!!![]()
پ.ن:بقیه آرزوها به علت مغایرت با دین مبین اسلام فیلتر شد؟؟!!!
+ حال كردم بنويسم... ساعت 19:11 توسط ممل پاتر |
بدین وسیله اعلام میدارم...اسمم شده سنجاق قفلی ...خوشت میاد![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 18:59 توسط ممل پاتر |
اشک چشمام سرازیر شده....
واحسرتا....افسوس.....
+ حال كردم بنويسم... ساعت 22:57 توسط ممل پاتر |