+ حال كردم بنويسم... ساعت 15:5 توسط ممل پاتر |
یه ته سیگار...
یه گربه تو جوق آب...
یه گل پشت دیوار...
یه چینی شکسته...یا نه ... شاید یه دل شکسته...دلم شکسته رفقا...بد جور...![]()
پ.ن۱:به علت باز شدن مدرسه ها...
شاید دیرتر آپ کنم ... ولی شماها بیاین فراموشم نکنین ها...
همتون رو از ته دل دوست دارم...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 14:51 توسط ممل پاتر |
سلام بر همه نارفیق ها...
امروز می خواستم تولد خودم رو (این حادثه ی میمون و مبارک و چی توز )پیش پیش خدمت خودم و همه هم میهنان گرام تسلیت و تهنیت عرض نمایم...![]()
پ.ن:هر کی بی دعوت بیاد راش نمی دیم...
+ حال كردم بنويسم... ساعت 15:44 توسط ممل پاتر |
تا حالا فکر کردی چه کسی تو این دنیای بی در و پیکر از همه خر تره....![]()
به نظر من کسی از همه خر تره که بقیه رو خر و احمق فرض می کنه....!!؟
کی دونی چی فکر می کنم ... شاید یه جور هایی... نه بی خیال... ولش کن .... دور از ادب ....
تو چی فکر می کنی.....!!!!!
+ حال كردم بنويسم... ساعت 14:9 توسط ممل پاتر |
سلام نجيب زاده گرام! خوفي...![]()
اگه عروسي كردي يا تصميمش رو داري به من چه ولي مي خوام يه عروسي رويايي رو بهت نشون بدم
وارد امارت اصلي شدي. يه جوي آب در وسط مسير وجود داره. دور و برت هم پره از بيد مجنون و بوته هاي ميخك و رز وياس كه بوش روح آدم رو به پرواز در مي ياره.![]()
مي ري جلوتر... مثل يه چارراه كه وسطش يه فواره است.دور فواره همپره از غذاهاي جورواجور كهبه خواب شب هم نديدي. به ساختمون اصلي رسيدي كه مثل كاروانسراهاي قديميه...(چه تابلو)
از پله ها بالا ميري و مي رسي به قسمت زنانه...![]()
هوش از سر آدم مي پره...
يه دوجين دختراي جوون كه يه دوجين دخمر ديگه تشويقشون مي كنن ...
شده مثل ديسكو.......![]()
ولي ميدوني قسمت ضد حالش چيه ... وقتي كه يه شيخ مياد تو قسمت مردونه ميشينه و زنها و مردها رو از خير دنيا و آخرت ميندازه... ضد حال بعديش اينه كه يارو ميگيره مي خوابه ... كفرم بالا مياد...![]()
يه دفعه صداي سيفون دستشويي و بوي گند دستشويي از خواب بيدارت ميكنه... در حالي كه يه ماهيتابه كه دو تخم مرغ كه شبيه تخم كفتر كفش ماسيده و حالت به هم مي خوره ...![]()
ولي آقاي اديسون دمت قيژ حداقل برق آوردي با دو نفر چتي كنيم...
پ.ن:تازه كربات هم زده و جيليزقه هم پوشيده بودم دلت بوسووووووووزه...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 0:14 توسط ممل پاتر |
تو خونه ی ما یه سری قوانینی به وجود اومده...
هر کی دیر تر بره ناهار یا شام بیاد باید ظرف های شام رو بشوره...
برای همین وقتی مامانم میگه ناهار حاضره همه مثل برج زهر مار تو آشپزخونه جمع می شن...
وهمچنین خبرآخرین سیستم:قرار عشقولانه ای در انترنت(لیلون با هارت آمده شیر فرهاد با پورت)
پی بشههههههههههه....
ولی آقای پاسکال دمت گرم در این دم آخر...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 11:52 توسط ممل پاتر |
دارم تو خيابون راه ميرم كه چشم به بيلبورد هاي جور و واجور سر چهارراه خيام مي افته... آخه چرا اينقدر تبليغ ... چرا اينقدر شلوغي... چرا اينقدر ازدحام ... سر و صداي ماشينا و بوق رو هم كنار هم بذاري ببين چي ميشه... ![]()
هر روز كه ميرم دوري بزنم سر و صداي ماشينا ،ازدحام، شلوغي و هزار و يك جور مزاحمت ديگه كه تا آخر شب مثل يه جغ جغه توي سرت دور ميزنه . همه و همه هستند و زندگي همچنان ادامه دارد...![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 15:7 توسط ممل پاتر |
جديدا كه تو گوگل (همون گاگول خودمون) سرچ كردم يه عكس جلب و تپل پيدا كردم.
نظر بدين ديگه!!![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 21:30 توسط ممل پاتر |
چند شب پيش رفته بوديم عروسي (طرقبه).شانس ما آخراش رسيديم ولي خيلي باحال بود . دختر و پسر، زن و مرد قاطي. ولي بهتر از همه اش قسمت شامش بود! وااااااااااااااااااااااااااااايييييييييييييي!![]()
اون قدر خوردم كه آخراش نزديك بود دكمه كه نه ، شلوارم رو هم در بيارم!!!
پ.ن:دخترها 10 نفر و پسر ها 8 نفر (وووووووووواااااااااااااااااييييييييييييي ! چه حالي وده !)![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 23:19 توسط ممل پاتر |
تازه گي ها شنيدم آخر نرگس نسرين بچه شو سقط مي كنه ، شوكت سكته ميزنه مي ميره ، بهروز هم اون ور آب ايدز ميگيره!![]()
پ.ن:خدا ايدز رو نصيب گرگ بيابون نكنه!
پ.ن.2: آخرش هر چي ميشه به تو چه!![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 23:17 توسط ممل پاتر |
همه در راه سفرند ولي من هنوز در پستوي تاريك خانه نشسته ام. تو چطور ! كوله بارت را بسته اي؟![]()
پ.ن:كوله ها داره گرون مي شه ها! مدرسه ها دارن باز ميشن ! آماده اي؟
+ حال كردم بنويسم... ساعت 23:16 توسط ممل پاتر |
پ.ن:سگي كردن يعني وقتي شوت مي زني يارو چنان مي پره و توپ رو به زمين مي كوبه كه زهره ات تيكه پاره ميشه!
ديروز رفته بودم پارك ملت (زمين بازي). رفتيم با بر و بچ يه دست بسكت بزنيم كه ديديم چند تا هيكل درشت داشتن بازي مي كردن! رفتيم باهاشون قاتي شديم ! منم جومال شدم خواستم يه سه بزنم ، قد بلنده چنان سگيم كرد كه خودم سه متر پرت شدم عقب!!!![]()
پ.ن.2: كي بلد شوت بزنه؟![]()
پ.ن.3:تولد امام حسين (ع) مباركا باشه . تا باشه از اين تولد ها !![]()
+ حال كردم بنويسم... ساعت 23:15 توسط ممل پاتر |
حمام شب چه حالي وده ها!!! ديشب رفته بودم حمام ، رفتم زير آب به جون شما روحم به پرواز دراومد. يه لحظه جومال شدم ، نزديك بود شيرجه بزنم كف حموم!!!!! پ.ن:هيچ وقت شب زير دوش آب يخ نرين!![]()
![]()
پ.ن:(بي ربط) لحظه ها زود گذرند.
+ حال كردم بنويسم... ساعت 23:11 توسط ممل پاتر |